وظایف عکس ها

وظایف عکس ها

در این نوشتار که از کتاب عکاسی پایه مایکل لنگفورد گردآوری شده وظایف عکس ها و کارکردهای آن در ژانرهای گوناگون عکاسی توضیح داده شده است.

وظایف عکس ها

در عکاسی علاوه بر اعتماد به نفس فنی و داشتن چشمی برای ترکیب بندی نکته ظریفی نیز وجود دارد، اینکه بدانید به چه دلیل عکس میگیرید. ممکن است خواسته تان بسیار ساده باشد. یک ثبت روشن، عینی از چیزی یا کسی برای شناسایی. احتمال دارد ابهام بیشتری بخواهید. به عنوان مثال تصویری ذهنی برای انتقال امنیت، خوشحالی یا تهدید. هیچ نویسنده ای بدون اینکه بداند قصد نگارش یک برگه اطلاعاتی دارد یا شعر نمیتواند دست به قلم شود. این خطر بزرگی در عکاسی محسوب میشود که ابزار  کار را بچینید، خود را به تنظیم فاصله، نوردهی و ترکیب بندی مشغول کنید، ولی تقریبا ندانید به چه دلیل این موضوع  باید به این روش عکاسی شود.

البته مردم به دلایل مختلف عکس میگیرند. اغلب آنها به منظور ثبت خاطرات سفر، یا یادگار اقوام و عزیزان است. این مسئله یکی از با ارزش ترین کارکردهای اجتماعی عکاسی است، ثبت لحظات زندگی ما برای سال های آتی.

وظایف عکس ها

درک بهترین شیوه نمایش موضوع  برای ایجاد واکنش مناسب در بیننده مورد نظر برای عکس های تبلیغاتی حیاتی است. تک تک جزئیات تصویر در ترکیب بندی باید پیامی در ذهن بیننده بیافریند. آیا محل عکاسی یا پس زمینه به گونه ای است که مصرف کننده نسبت به آن احساس مثبتی داشته باشد؟ آیا مدل های شما و لباس های آنان نسبت به بازار مورد نظر بسیار شیک یا بازاری نیست؟ وسایل و ادوات موجود باید با نوع زندگی و فضایی که میخواهید بیان کنید متناسب باشند. معمولا باید به بیننده اجازه داد تصویری از خود در ذهن بسازد تا به جذابیت محصولی که قصد فروش آن را دارید افزوده شود. از میان تمام این خیال پردازی ها باید عکسی بگیرید که ساختار آن توجه را به خود جلب کند، محصول را بشناساند. شاید فضایی را برای نوشته خالی بگذارید کارت یا مجله ای را که سرانجام باید عکس نهایی بر آن چاپ شود بردارید و بر اساس آن وضعیت خود را تنظیم کنید.

وظایف عکس ها در ژانرهای گوناگون

عکس های خبری باز هم متفاوت هستند. در اینجا مجبورید واقعه ای را به طور فشرده در یک عکس جای دهید. لحظه بروز احساس یا حرکت باید خلاصه موقعیت باشد. همچنین میتوانید به گزارش خود رنگ و لعابی بیفزایید. مانند چرا، چه وقت و از کجا عکس گرفته اید. زمان درازی است که عکاسان تظاهر میکنند ناظران بی طرفی هستند و رویدادها را آنطور که هستند مستند میسازند. اما واقعیت چیز دیگری ست. زیرا هیچ کس نمیتواند کاملا بی طرف باشد. عکاسان نیز باورها و پیش داوری های خود را دارند.

وظایف عکس ها چیست؟

عکسی دسته جمعی از پشت ردیفی پلیس جمعیت را مهاجم نشان میدهند. گرفتن عکس رو به رو از جمعیت، قدرت سرکوب شده را میرساند. هنگام عکاسی چهره مثال یک سیاست مدار یا ورزشکار نیز دارای اختیاری مشابه هستید. احساسات یک نفر میتواند بین غم، شادی، ملامت، نگرانی، تکبر و امثال آن متغیر باشد. همه در عرض چند دقیقه. گرفتن یک عکس فقط از یکی از این حالات و  ترکیب آن با نوشته ای از گزارش واقعه تضادی با واقعیت نخواهد داشت. اینک به راحتی میتوان با ایجاد تغییرات دیجیتال بدون لو رفتن به عکس عناصری افزود یا از آن کاست.

در سطح دیگری از عکاسی، عکس های تزیینی تقویم ها و تصاویر ویرایشی ممکن است زیبایی را به خاطر خود زیبایی نمایش دهند. زیبایی منظره، زیبایی انسان، و اشکال طبیعی یا زیبایی قابل مشاهده در زندگی روزمره. زیبایی کیفیتی شدیدا ذهنی است، متاثر از تجربه و شیوه نگرش. اما اینجا نوع نگاه و واکنش شما میتواند از طریق عکس واکنشی مشابه در دیگران ایجاد کند. زیاده روی سریعا موضوع را به سوی با نمکی یا لوسی، آگاهی یا تصنع سوق میدهد.

عکاسی میتواند برای ارائه اطلاعاتی از نوع  ثبت تصاویر آموزشی، پزشکی و گونه های مختلف علمی استفاده شود. در اینجا میتوانید ار عالی ترین وضوح و بیشترین جزییات رسانه استفاده کنید و از ارتباط دیداری بین المللی بهره گیرید، بدون سد زبان و لغات نوشته شده. خصوصیات تشکیل تصویر در دوربین بی شباهت به تشکیل تصویر در چشم نیست. بدین سبب، به نظر میرسد شناسایی و کسب اطلاعات از روی عکسی به مراتب آسان تر از طرح باشد. با این وجود، هدف عکس ها همیشه برقراری ارتباط با دیگران نیست. احتمال دارد به دنبال ارضای شخصی باشید و ممکن است برایتان بی تفاوت باشد که دیگران مفهوم عکس یا پیام شما را فهمیده یا اصلا دیده باشند. بعضی عکس های مهم با این شیوه گرفته شده اند، کاملا مبرا از قواعد تجاری یا هنری و اغلب نتیجه دل مشغولی خصوصی و شخصی یک نفر. نمونه های این مورد را میتوانید در عکس های دایان آربوس، کلارنس لافلین، جری اولزمن و فتوگرام های من ری یا موهولی ناجی بیابید.

عکس ها میتوانند نقش های زیاد دیگری ایفا نمایند. ترکیب واقعیت و تخیل، هنر و علم، ارتباط و عدم ارتباط. همچنین فراموش نکنید عکس الزاما آخرین حلقه زنجیر بین موضوع و بیننده نیست. سردبیران، سردبیران هنری و گردانندگان نمایشگاها همگی خواسته های خود را در نمایش نهایی تحمیل خواهند کرد. عکس ها بریده میشوند، زیر عکس ها توضیحات اضافه میکنند و شاید عکس ها در صفحه بندی در جایی نامناسب قرار گیرند. هر کدام از این موارد میتوانند مطلبی را که عکاس میخواهد برساند قوی تر، ضعیف تر یا نابود کنند. شما در اختیار مردم هستید، از کناره زمین ضربه می زنید. مردم میتوانند حتی سال ها بعد برایتان شر به پا کنند، با برداشتن عکسی قدیمی از شما و دستکاری آن به نام شما.

نویسنده مطلب: نرگس مزاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.