اهمیت داشتن قوه تخیل در عکاسی

اهمیت داشتن قوه تخیل در عکاسی

نقش قوه تخیل در عکاسی

امروزه بر خلاف گذشته هنر عکاسی شکل ساده تری به خود گرفته است. البته این را باید مرهون پیشرفت های فزاینده در زمینه تولید دوربین و کارایی ساده آن نسبت به گذشته دانست. به خاطر همین سادگی در استفاده از ابزار عکاسی نسبت به گذشته امروزه تعدادی زیادی از افراد به سمت این هنر جذب شده اند. اما هنر عکاسی چیزی جز فشردن دکمه شاتر و ثبت یک عکس میباشد. برای اینکه در عکاسی از دید هنرمندانه تری برخوردار باشید باید علاوه بر آشنایی با نکات فنی عکاسی و شناخت کامل دوربین و تجهیزات مورد نظر، دید و قوه تخیل در عکاسی خود را نیز به همان نسبت تقویت کنید. ویزوریو امروز در نوشتاری که از کتاب تکنیک عکاسی آندریاس فی نینگر گرد آوری شده قوه تخیل در عکاسی و اهمیت آن را برایتان شرح می دهیم.

اهمیت قوه تخیل در عکاسی

معمولا چیزهای غیر متعارف بیش از چیزهای متعارف جلب نظر میکنند و به همین جهت عکس های غیر متعارف بیش از عکس های تکراری و پیش پا افتاده توجه بیینده را جلب میکند. متاسفانه سوژه بسیاری از عکس ها یکسان است، آدم، اشیا، مناظر، صحنه هایی از زندگی روزانه و لذا هر قدر کیفیات متعارف عکس بیشتر باشد بایستی آن را ناشی از خصایص غیر متعارف خود عکاس دانست تا سوژه. این کیفیت غیر متعارف چیزی سوای قوه ی تخیل و ابتکار عکاس نیست.

نقش قوه تخیل در عکاسی

این ابتکارات است که عکاس را به ورای آموخته های وی و در نتیجه خلق چیزهای نو، ایده های نو، برداشتی جدید، اثری تازه  میکشاند. چه بسا کسی که فاقد قوه ی تخیل است کتب بسیاری در زمینه عکاسی مطالعه کند. در جلسات متعدد عکاسی شرکت کند، کلاس ببیند و با این همه کاری جز کپی برداشتن از آثار دیگران از دستش برنیاید. فنون عکاسی و مهارت در کاربرد آن را میتوان فرا گرفت، بر اصل کمپوزیسیون میتوان تسلط یافت لیکن این کار را نمی توان کسب کرد.

عکاس یا مبتکر است یا نیست. به هر تقدیر بسیاری از افراد دارای قوه ی تخیلی هستند که بلا استفاده مانده است. چنین استعدادی را میتوان به کار انداخت و تکامل داد. یکی از طرق پرورش این قوه تخیل تمرینات ذهنی و یا به عبارت دیگر تلاش در تجسم طرق مختلف انجام کاری واحد، طرق مختلف دیدن سوژه های معین و کاربردهای متفاوت فنون و وسایل عکاسی است. هنگام برخورد با یک مشکل سوژه را از جهات گوناگون، بالا، پایین، جلو یا پشت مورد بررسی قرار دهید. ببینید اگر به کمک تله فتو از فاصله دور تری عکس بگیرید چگونه عکسی خواهی داشت؟ آیا حد معینی از انحرافات پرسپکتیوی در عکس به بهتر نشان دادن ویژگی های سوژه کمک خواهد کرد؟ اگر از زاویه لنز باز استفاده کنید چه روی خواهد داد، تاثیر نور پردازی چگونه است؟ آیا بهتر نیست به جای نور جانبی از نور پشت استفاده شود؟ یا آیا ارایه عکس به صورت ضد نور گویا تر از هنگامی است که جزییات سوژه نشان داده نشود؟

با مطالعه منظم و سیستماتیک کلیه عوامل قابل کنترلی که به پیدایش عکس کمک میکند و برای جست و جوی صبورانه ی طرق جدید برای حل مسایل خاص، با تحلیل انتقادی این مطالعات و استفاده آگاهانه از امکانات ذاتی سوژه هر عکاسی میتواند عکس تحسین برانگیز بیافریند.

روش دیگر پرورش و تکامل قوه ی تخیل مطالعه و دقت در آثار عکاسان زبده و مبتکر است. به عقیده ی من هیچ هنرمندی نمی توان یافت که به نحوی از کار دیگران متاثر نشده باشد. این تاثیر پذیری ها برای رشد هنری هر فرد خلاق و با استعدادی لازم است. البته متاثر شدن نباید به تقلید بیانجامد. تاثیر پذیرفتن بایستی به معنای الهام گرفتن از یک اثر پس از تحلیل و ارزیابی آن باشد.

عکاس میتواند در عین الهام گرفتن از کار دیگران عکس های اصیل بیافریند. در ذهن عکاس مبتکر و خلاق پس از دیدن یک سوژه تصوراتی نقش میبندد و بر خلاف عکاسی که فاقد قوه ی تخیل است و خیلی زود از کارش خسته میشود، عکاسی که قوه ی تخیل قوی دارد دایما منابع الهام و انگیزه های جدیدی را کشف میکند. عکاسی که قوه ی تخیل دارد عکس های نو و جالب توجهی را برای برخی از سوژه های که میبیند تجسم میکند. نظم و زیبایی را در جایی که انتظار وجود آن نمی رود کشف میکند و هیجان و زیبایی را از طریق عکس هایش به دیگران می نمایاند.

نویسنده مطلب: نرگس مزاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.